گفتار شماره‌ی۲۸۹_عدم تفاهم با روحیات نسل‌های جوان

انقلاب می 1968 فرانسه
به اشتراک بگذارید
۵
(۳)

پسر که بی ادب افتد، پدر زند چوبش!

پدر که بی ادب افتد، پسر چه کار کند؟؟!

لا ادری

***

 

“پدر که بی ادب افتد، پسر، لابد، شاید، از جمله، با مشت و لگد به جانش افتد!!!؟؟…”

 

 

_عدم تفاهم با روحیات نسل‌های جوان

 شورش جوانان، بویژه دانشجویان، در همه‌ی موسسات عالی آموزشی، در جهان، معمولا رویدادی عادی بشمار می‌رود. شورش جوانان، در دانشگاه‌های امریکا، یکی از مهمترین محرک‌های جنبش ضد جنگ در ویتنام، علیه دولت امریکا محسوب می‌شود. 

 اینگونه شورش‌ها، تنها به ایران، یا به دانشکده‌ها و موسسات عالی آموزشی ما، اختصاص ندارد. یک روز به بهانه بدی غذا، روز دیگر به بهانه‌ی تغییر تاریخ امتحانات، از ناچیزترین مسائل، تا مهمترین آنها در کشور، جوانان مانند بمب ساعتی، در انتظار انفجار خشم و نارضایتی متراکم و سرکوفته‌ی خویشتن‌اند!!؟

هنگامی که این شورشها در می‌گیرد، در جستجوی فیلسوفان و، منطق و منطقی‌ها، نباید گشت. زیرا عصیان جوانان را، با فلسفه بافی و پند و موعظه نمی‌توان چاره جویی کرد. بلکه، باید از مهارت و آموزش روانشناسان، جامعه شناسان و مددکاران اجتماعی، و نیز تجربه‌های همانند در دیگر کشورها، یاری جست.

هیپی گری در دهه 1960
عصیان جوانان، در تجسم هیپی‌ها در امریکا در دهه ۱۹۶۰میلادی

_گزارش اسد اله علم، وزیر دربار پهلوی دوم،

از عصیان جوانان در “بابلسر”

آقای اسد اله علم(۱۳۵۷-۱۲۹۸ه.ش/۱۹۷۸-۱۹۱۹م) در یادداشتهای خود، در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۵۵، درباره‌ی موردی که در بابلسر اتفاق افتاده‌ است، گزارش جالبی، بویژه با ذکر تشخیص، و برشمردن عوامل روانی آن، برای پهلوی دوم، یادآور می‌شود که، واکنش بی تفاهم پهلوی دوم را در برابر آن آشکار می‌سازد:

“دانشجویان دانشکده‌ی بابلسر… رئیس دانشکده را کتک زده بودند، گزارش عرض کردم. فرمودند، اطلاع به من رسیده، و خیلی جای تعجب است که ما بالاخره، نتوانسته‌ایم این دانشگاهها را اداره کنیم. اگر در کشوری بود که کاری انجام نمی‌شد، قابل قبول بود، ولی در اینجا چرا؟؟

عرض کردم، یک مقداری تنبلی و بهانه جویی، یک مقداری تحریک خارجی، و یک مقداری هم معایب کارهای ماست. فرمودند چه عیبی است که ما نمی‌دانیم؟؟

 عرض کردم، احساسات جوان‌ها را، نمی‌دانیم؛ گرفتاری‌های خانوادگی و عقده‌های آنها را، نمی‌خواهیم درک کنیم، گفت و شنود با آن‌ها نداریم، وقت هم صرف آن‌ها نمی‌کنیم؛ آن وقت دشمن، با زیرکی و هوشیاری، انگشت روی کوچکترین معایب ما می‌گذارد.

دیگر شاهنشاه چیزی نفرمودند. عرض کردم، از وضع دانشجویان ایرانی در خارج هم که خبر دارم، عین همین مطلب صادق است.

باز هم چیزی نفرمودند، و امری صادر نکردند!!؟” (یادداشت‌های اسداله علم، تصحیح و گرد آوری علینقی عالیخانی، انتشارات معین، ۱۳۸۲، ج ۶، صص۸۵-۸۴)  

 باید یادآور شد که چنانکه پیش تر نیز_در گفتار شماره‌ی۲۸۸ در سایت خط چهارم_ در رابطه‌ی پهلوی دوم با دخترش، بانو شهناز ذکر آن رفت، ملاحظه کردیم که، نامبرده بعنوان پدر نیز، مسائل دختر جوانش را درک نمی‌کند!!؟ و بویژه با روش تهدید، محدود ساختن، و تنبیه، نسبت به خواسته‌های او واکنش نشان می‌دهد!!؟ از جمله وقتی که علم درباره‌ی وضع مالی شهناز با او صحبت می‌کند، می‌گوید:

“شاهنشاه، عصبانی شدند، و… فرمودند که “باید” در ژنو توقف کند،… در اینصورت من اجازه می‌دهم، که به سفرش ادامه دهد، در غیر اینصورت، تمام امتیازاتش را می‌گیرم.”(یادداشت‌های علم، ج۱، ص۳۰۲) 

توجه فرمایید، دختر جوانی که برای تحصیل، یا هر امر دیگری، در کشوری خارجی بسر می برد، درآمد مستقلی ندارد، و حتی مقرری و مخارج لازم برای گذران امور ضروری زندگی‌اش را، باید از حسابی دریافت دارد، که در حقیقت حسابی مشترک است_مشترک با پدرش_ و اگر پدر امضا نکند، او نمی‌تواند مبلغ لازم را دریافت دارد!!؟ و این رفتاری است که پهلوی دوم با دختر جوانش در پیش گرفته ‌است!!؟

وقتی یک دختر جوان، صرفنظر از موقعیت خانوادگی‌اش، در کشوری بیگانه، در غربت، بدون‌ پول رها شود، انتظار چه واکنشی، و یا کارهایی از او می‌رود؟؟! حداقل، در بهترین شرایط، آنست که، مردی تا حدودی مورد اعتماد را، بیابد که خود را به دوستی او معرفی نماید، تا بلکه گرسنه نماند، جای خوابی داشته باشد، سرپناهی و، و، و…

حالا همین مرد_ پهلوی دوم _ فرمانده‌‌ی مطلق کشوری است که، در آن بیش از نیمی از جمعیتش زیر ۲۰ سال قرار دارند!! و عموما، دانشجویانش دارای مسائل مختلف روحی بسیاری هستند، و به دلایل منطقی_ و حتی شاید گاه هم به دلایل بسیار غیر منطقی_ عصیان می‌کنند!! آنگاه، وی_ همان فرمانروای مطلق کشور_ با شگفتی تمام می‌پرسد، “جوانان چه مسائلی دارند، که ما از آن بی خبریم؟؟!!” و مشاور و، یار حجره و، گرمابه و گلستان او_اسداله علم_ با احتیاط تمام تشریح می‌کند که، ما مسائل روحی آنان را نمی‌شناسیم!!؟؟

 ایران، ۳۷ سال تحت سلطه‌ی مطلق چنین پادشاهی بوده است که، در برابر مسائل جوانانش، از جمله فرزند خودش، کاملا بیخبر است!!؟ نه تنها بی خبر است، بلکه بی‌اعتنا هم هست. و اگر بذل توجه فرماید، آنگاه با تهدید و، مجازات و، پرخاش، به آن واکنش نشان می‌دهد و، بس!!؟

تازه این یکی از عوارض “سلطنت نامشروطه” و مطلق موروثی است. و ایکاش، ما فقط با همین یک مسئله، و فقدان تفاهم روبه‌رو می‌گشتیم!!؟؟

انقلاب می 1968
عصیان جوانان در انقلاب ۱۹۶۸ فرانسه

_سعدی و مساله‌ی عدم تفاهم، از مشکلات خویشتن

 یک لحظه نیز، سراغ سعدی را بگیریم، که در این باره، با طنز خاص خود، چه نقد و تفهیمی را، برای ما به ارمغان می‌آورد. و سعدی، البته نه بعنوان نخود هر آش، بلکه چاشنی هر آش فرهنگی ماست، که می‌گوید:

” منجمی به خانه در آمد، مردی بیگانه را دید، با زن او [بهم] نشسته. دشنام داد و سقط [گفت و، در هم افتادند و، فتنه و آشوب برخاست]. صاحبدلی که بر آن واقف شد، گفت:

تو بر اوج فلک چه دانى چیست؟

که ندانى که در سرایت کیست؟؟!!”

(گلستان، باب چهارم/ ح۱۱)

چه ربطی داشت این حکایت، با مساله‌ی شورش دانشجویان بابلسر؟؟ و یا آنکه ربطی دارد؟؟!! شورش بی دلیل؟؟!! مگر شورش بی دلیل هم می شود؟؟ ممکن است دلیلش را من و شما، نپسندیم یا قبول نداشته باشیم؛ ولی، در هر حال، شورش بی‌دلیل نمی‌شود!!!؟

بالاخره چنان که گفته‌اند، هر که خربزه می‌خورد، پای لرزش هم باید بنشیند!!؟ تمدن و دانشگاه، همه‌اش ترقی و تعالی نیست. شورش و انحراف هم دارد!!؟

یادآوری:

برای اطلاع بیشتر از مسائل جوانان لطفا، به کتاب “جوانی پر رنج”، اثر دیگری از همین نویسنده مراجعه فرمایید. شایسته‌ی یادآوری است که در حدود سال ۱۳۴۴، یکی از نزدیکان خاندان علم، بانویی که پرستار روانی بود، به بخش بهداشت روانی وزارت بهداری انتقال یافته بود. نویسنده‌ کتاب روح بشر، روزی در بازدیدی، این بانو را پشت میزی نشسته دید، که اتفاقا، کتاب جوانی پر رنج را در دست داشت و، مطالعه می‌کرد. از او پرسید، این کتاب را، از کجا یافته‌اید؟

بانوی یاد شده پاسخ دادند: وصفش را شنیده بودم، و اکنون نیز تا دو سوم آن را خوانده‌ام. بی نهایت جالب است. بخصوص که نویسنده، همه چیز را، تا آنجا که ممکن بوده است، با جدول ارقام و درصد آنها، تعیین کرده است. قصدم آنست که این کتاب را، به آقای علم که از خویشاوندان نزدیک من است، برای مطالعه تقدیم کنم.

این گفتگو در سال ۱۳۴۴ه.ش، اتفاق افتاده است. و سخنان آقای علم در سال ۱۳۵۴ (۱۳۵۴-۱۳۴۴ه.ش) به ثبت رسیده است، که در مورد مسائل جوانان می‌گوید:

“ما احساسات جوان‌ها را، نمی‌دانیم؛ گرفتاری‌های خانوادگی و عقده‌های آنها را نمی‌خواهیم درک کنیم، گفت و شنود با آن‌ها نداریم، وقت هم صرف آن‌ها نمی‌کنیم…”

این سخنان آقای اسداله علم، درباره‌ی مسائل جوانان، شاید، با آشنایی او با کتاب جوانی پر رنج بی رابطه نبوده باشد!!؟؟ بویژه که آن بانوی محترم، چندی بعد، یادآور شدند که: “آن کتاب را در یک مهمانی خانوادگی به آقای علم تقدیم کردم. و ایشان دو سه هفته بعد، تشکر خاص و رضایت خود را از مطالعه‌ی آن ابراز داشتند…!”

سعدی خود نیز، از عصیان بی منطق جوانی از خویشتن نیز، در گلستان حکایتی آورده است که می گوید:

“وقتی به جهل جوانی، بانگ بر مادر زدم. دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟!

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش

چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن

گر از عهد خردیت یاد آمدی

که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی درین روز، بر من جفا

که تو شیر مردی و من پیرزن”

(گلستان، باب ششم، ح۶)

بدین ترتیب غرور و جهل جوانی و عصیان های منطقی و غیر منطقی آن، امری تازه نیست که ویژه جوانان بابلسر در ایران، و یا در امریکا باشد. دوره و پدیده ای است، ویژه جوانی که همواره بوده و هست و خواهد بود. مدیران و اولیاء، باید این بحران را بشناسند و با آن روانشناسانه و منطقی برخورد نمایند، تا به فاجعه، و انقلاب بدل نشود.

اسداله علم
اسداله علم(۱۳۵۷-۱۲۹۸ه.ش/۱۹۷۸-۱۹۱۹م)، وزیر دربار پهلوی دوم، نویسنده هفت جلد خاطرات که تحت عنوان “یادداشت های علم”، بهمت انتشارات معین در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیده است. خاطرات علم، از جنبه‌ی شناخت روانشناسی پشت پرده های سلطنت استبدادی، در تاریخ ایران اثری بی نظیر است!

والسلام علی من اتبع الهدی: درود بر کسانی که، با نیت پاک خدمت به خلق، پای در راه هدایت و خیر راستین، فرو در می‌نهند!!

با سپاس از همکاری صمیمانه‌ی بانو زهره رمضانی، در تایپ، جستجوی منابع، و باز یافت تصاویر مناسب برای این گفتار.

این گفتار نخستین بار به شماره ۱۳۴، یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۹۸/ ۲ ژوئن ۲۰۱۹ در کانال تلگرام “فردا شدن امروز”، منتشر شده است.

با تجدید نظر و اضافات، تاریخ انتشار در سایت خط چهارم: یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵/ ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶

این گفتار را چگونه ارزیابی می کنید؟ لطفا ستاره‌ها را، طبق خط فارسی از راست به چپ، انتخاب فرمایید ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ ضعیف، معمولی، متوسط، خوب، عالی

متوسط ۵ / ۵. ۳

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *