“در میان سیاه حبشی، و سید قریشی، تفاوتی نیست، جز به پرهیزکاری و تقوا” (حدیث نبوی، از کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام: استاد مطهری(۱۳۵۸-۱۲۹۸ه.ش) _انتظار از انسان؟؟!: مروت؟!، مدارا؟! عنوان این گفتار آَشکارا برگرفته از نظر والای حافظ است که مروت را لازمهی رابطه با دوستان، و مدارا را،… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۵_ انتظار از انسان، مروت؟! مدارا؟!
گفتار شمارهی ۲۷۴_”بخوان، بخوان به نام گل سرخ!؟؟”
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب، که باغ ها همه بیدار و بارور گردند بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید به آشیانهی خونین، دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت که موج و اوج طنینش، ز دشت ها گذرد؛ پیام روشن باران، ز بام نیلی شب، که رهگذر نسیمش به… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۴_”بخوان، بخوان به نام گل سرخ!؟؟”
گفتار شمارهی ۲۷۳/۳_سیری ناپذیری از قدرت
مقلدان بیبصر، ز شیخ و شاب، تن به تن گرفتهاند، خالقی، بقدر فهم خویشتن برند عالی و دنی، تمام سجده بر وَثَن من آن نیم که فهمشان، بود، محیط فهم من: مراست فهم و مشعری، بقدر خویش، لاجرم! *** … ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۳/۳_سیری ناپذیری از قدرت
گفتار شمارهی ۲۷۳/۲_ مرض مشترک همه خودکامگان سلطنتی
اوج و حضیض قدرت
گفتار شمارهی۲۷۳/۱_ قدرت و مسائل پیچیدهی آن
قناعت، توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را سعدی، بوستان *** برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت، “ضعیف” پا مال است علی اکبر گلشن آزادی (۷۳=۱۳۵۳-۱۲۸۰ه.ش/۱۹۷۴-۱۹۰۱م) *** دانی که چه گفت زال با رستم گرد؟؟!: دشمن، نتوان حقیر و بیچاره شمرد!!؟ دیدیم بسی که آب سرچشمه خُرد… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۷۳/۱_ قدرت و مسائل پیچیدهی آن
گفتار شمارهی ۲۷۲_عجز سیستم سلطنت در دفاع از خود، و قلمرو خویش!؟
دریغ است ایران، که ویران شود کُنام پلنگان و، شیران شود رزم کاووس با شاه هاماوران، از شاهنامه فردوسی (۸۷=۴۱۶-۳۲۹ه.ق/۱۰۲۵-۹۴۰م) *** چو ایران نباشد، تن من مباد بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد! رزم کاووس با شاه هاماوران، منسوب به فردوسی ولی سوکمندانه، ایران، بارها، تکه تکه و، ویران شده است. آن هم… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۲_عجز سیستم سلطنت در دفاع از خود، و قلمرو خویش!؟
گفتار شمارهی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت
…جمع نشین، ور نه پریشان شوی خیره مشو، خیره مرو زین چمن ور نه، چو جغدان، سوی ویران شوی ور بگریزی ز خرابات شام بارکش غول بیابان شوی… مولانا، دیوان شمس * بهار عمر تو آمد؟ خزان عمر من است! بهار عمر تو هم، پایدار نخواهد ماند! لا ادری (ناشناس) _کامیابیهای موقت، کفارههای… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت
گفتار شمارهی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!
میگریزم! تا رگم جنبان بود!؟ کی؟! گریز از خویشتن!؟ آسان بود!؟ نه به هند است ایمن و!؟ نه، در ختن!!؟: _آن که، “خصم” اوست، “نفس” خویشتن مولوی، مثنوی معنوی، دفتر پنجم _لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟؟! سوکمندانه، مرگ، دیگر به آخرین پادشاه ایران، اجازه نداده بود که او، کتاب “غرور و سقوط”، نوشتهی آنتونی پارسونز(۱۹۹۶-۱۹۲۲م)… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!
گفتار شمارهی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است
از خدا جوییم توفیق ادب!!؟ بیادب، محروم گشت از لطف رب!!؟ بیادب، تنها نه خود را داشت بد!! بلکه، آتش در همه آفاق زد!! مثنوی، دفتر اول، بخش چهارم *** شاه گفتا که: گربه، گُه خورده است! نروم من به شهر کرمانا! قرائتی وارونه، از موش و گربهی عبید زاکانی(۷۱=۷۷۲-۷۰۱ه.ق/۱۳۷۰-۱۳۰۱م) *** صد زخم زبان… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است
گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
به نوبتند ملوک، اندرین “سپنج سرای” کنون که نوبت توست، ای ملک! به عدل گرای سعدی مزن بی تامل به گفتار دم نکو گوی، اگر دیر گویی چه غم؟؟! سعدی کم گوی و، گزیده گوی، چون دُر تا ز اندک تو، جهان شود پر نظامی، منظومهی لیلی و مجنون _بیعتنامهی عباسی، و تهدیدنامهی محمدعلی شاه… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی