قناعت، توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را سعدی، بوستان *** برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت، “ضعیف” پا مال است علی اکبر گلشن آزادی (۷۳=۱۳۵۳-۱۲۸۰ه.ش/۱۹۷۴-۱۹۰۱م) *** دانی که چه گفت زال با رستم گرد؟؟!: دشمن، نتوان حقیر و بیچاره شمرد!!؟ دیدیم بسی که آب سرچشمه خُرد… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۷۳/۱_ قدرت و مسائل پیچیدهی آن
گفتار شمارهی ۲۷۲_عجز سیستم سلطنت در دفاع از خود، و قلمرو خویش!؟
دریغ است ایران، که ویران شود کُنام پلنگان و، شیران شود رزم کاووس با شاه هاماوران، از شاهنامه فردوسی (۸۷=۴۱۶-۳۲۹ه.ق/۱۰۲۵-۹۴۰م) *** چو ایران نباشد، تن من مباد بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد! رزم کاووس با شاه هاماوران، منسوب به فردوسی ولی سوکمندانه، ایران، بارها، تکه تکه و، ویران شده است. آن هم… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۲_عجز سیستم سلطنت در دفاع از خود، و قلمرو خویش!؟
گفتار شمارهی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت
…جمع نشین، ور نه پریشان شوی خیره مشو، خیره مرو زین چمن ور نه، چو جغدان، سوی ویران شوی ور بگریزی ز خرابات شام بارکش غول بیابان شوی… مولانا، دیوان شمس * بهار عمر تو آمد؟ خزان عمر من است! بهار عمر تو هم، پایدار نخواهد ماند! لا ادری (ناشناس) _کامیابیهای موقت، کفارههای… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت
گفتار شمارهی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!
میگریزم! تا رگم جنبان بود!؟ کی؟! گریز از خویشتن!؟ آسان بود!؟ نه به هند است ایمن و!؟ نه، در ختن!!؟: _آن که، “خصم” اوست، “نفس” خویشتن مولوی، مثنوی معنوی، دفتر پنجم _لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟؟! سوکمندانه، مرگ، دیگر به آخرین پادشاه ایران، اجازه نداده بود که او، کتاب “غرور و سقوط”، نوشتهی آنتونی پارسونز(۱۹۹۶-۱۹۲۲م)… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!
گفتار شمارهی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است
از خدا جوییم توفیق ادب!!؟ بیادب، محروم گشت از لطف رب!!؟ بیادب، تنها نه خود را داشت بد!! بلکه، آتش در همه آفاق زد!! مثنوی، دفتر اول، بخش چهارم *** شاه گفتا که: گربه، گُه خورده است! نروم من به شهر کرمانا! قرائتی وارونه، از موش و گربهی عبید زاکانی(۷۱=۷۷۲-۷۰۱ه.ق/۱۳۷۰-۱۳۰۱م) *** صد زخم زبان… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است
گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
به نوبتند ملوک، اندرین “سپنج سرای” کنون که نوبت توست، ای ملک! به عدل گرای سعدی مزن بی تامل به گفتار دم نکو گوی، اگر دیر گویی چه غم؟؟! سعدی کم گوی و، گزیده گوی، چون دُر تا ز اندک تو، جهان شود پر نظامی، منظومهی لیلی و مجنون _بیعتنامهی عباسی، و تهدیدنامهی محمدعلی شاه… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
گفتار شمارهی ۲۶۷_راز دورویی،و دوپارگی شخصیت انسانهای قدرتگرا
هر دم از این باغ بری میرسد تازهتر از تازهتری میرسد نظامی، مخزن الاسرار، در نکوهش دلبران _ بیعت در خلافت، و متن سوگندنامهی بیعت خلافت عباسی، برای محکم کاری در اطاعت از خلیفه_ البته برای زیردستان، امت و رعیت_ متنی با ضمانت اجرایی و تنبیه عهد شکنی نسبت به قبول پیمان بیعت، تنظیم کرده… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۷_راز دورویی،و دوپارگی شخصیت انسانهای قدرتگرا
گفتار شمارهی۲۶۶_سلطان بر ضد سلطنت
…مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند گوئیا باور نمیدارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند… حافظ، غزل ۱۹۴ _سلطان بر ضد سلطنت منطق و ضد منطق، در ارادهی معطوف به قدرت در تصور خام و ساده لوحانه به نظر میرسد که، پادشاهان سلطنت… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۶_سلطان بر ضد سلطنت
گفتار شمارهی۲۶۵_عوارض همانند سیستم سلطنت، در گرجستان و ایران
“ده درویش، در گلیمی بخسبند، و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند!؟؟” سعدی، گلستان، باب اول، حکایت سوم _نقش ضمیرها در گفتارها، و نوشتارها ضمیرهای شخصی_ من، تو، او، آن، ما، شما، ایشان، آنها_ همه واژگانی استوار و ثابت اند، تا در جای اسمهای مختلف و متغیر فرو نشینند، و از تکرار غیر… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۵_عوارض همانند سیستم سلطنت، در گرجستان و ایران
گفتار شمارهی ۲۶۴ _واکنش در برابر انتقاد، ضرورت نقد اندیشه و گفتار
خوش بود تا محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود، هر که درو، غش، باشد حافظ، غزل ۱۵۵ * از صحبت دوستی به رنجم کاخلاق بدم، حَسَن نماید عیبم، هنر و کمال بیند خارم، گل و یاسمن نماید کو دشمن شوخ چشم بیباک/ ناپاک تا عیب مرا به من نماید گلستان، باب چهارم=در… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۴ _واکنش در برابر انتقاد، ضرورت نقد اندیشه و گفتار