گرانمایه جمشید، فرزند او کمر بست یکدل پر از پند او برآمد برآن تخت “فرخ پدر!” به رسم کیان بر سرش تاج زر کمر بست با فرّ شاهنشهی جهان گشت سرتاسر او را رهی…. جهان انجمن شد بر آن تخت او شگفتی فرومانده از بخت او به جمشید بر، گوهر افشاندند مران روز را “روز… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۸۱_خطر سلطنت موروثی
Category: Uncategorized
گفتار شمارهی ۲۷۹_اثر شوم سلطنت استبدادی بر شخصیت انسانهای آزاده
…بیامد یکی مرد گویا، ز چین که چون او مصور نبیند زمین بدان چربدستی، رسیده به کام یکی بر منش مرد، “مانی” به نام… (فردوسی، شاهنامه) * به صحرا بنگرم؟! _صحرا تو بینم! به دریا بنگرم؟! _دریا تو بینم! بهر جا بنگرم_ کوه و، در و، دشت!! نشان روی زیبای تو بینم… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۹_اثر شوم سلطنت استبدادی بر شخصیت انسانهای آزاده
گفتار شمارهی ۲۷۷_چوپانی گرگ در بحران؟؟!
هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد گو در ایام سلامت، به جوانمردی کوش *** نکند جورپیشه “سلطانی” که نیاید ز گرگ “چوپانی” پادشاهی که طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش بکند سعدی : گلستان ۱/ح۳ چوپانی گرگ در بحران؟؟! گزارشی از کهنههای بسیار تازهی روزآمد، یعنی “سهل ممتنعی نوپدید”، خانه تکانیِ حافظهی… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۷_چوپانی گرگ در بحران؟؟!
گفتار شمارهی ۲۷۵_ انتظار از انسان، مروت؟! مدارا؟!
“در میان سیاه حبشی، و سید قریشی، تفاوتی نیست، جز به پرهیزکاری و تقوا” (حدیث نبوی، از کتاب خدمات متقابل ایران و اسلام: استاد مطهری(۱۳۵۸-۱۲۹۸ه.ش) _انتظار از انسان؟؟!: مروت؟!، مدارا؟! عنوان این گفتار آَشکارا برگرفته از نظر والای حافظ است که مروت را لازمهی رابطه با دوستان، و مدارا را،… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۵_ انتظار از انسان، مروت؟! مدارا؟!
گفتار شمارهی ۲۷۲_عجز سیستم سلطنت در دفاع از خود، و قلمرو خویش!؟
دریغ است ایران، که ویران شود کُنام پلنگان و، شیران شود رزم کاووس با شاه هاماوران، از شاهنامه فردوسی (۸۷=۴۱۶-۳۲۹ه.ق/۱۰۲۵-۹۴۰م) *** چو ایران نباشد، تن من مباد بدین بوم و بر، زنده یک تن مباد! رزم کاووس با شاه هاماوران، منسوب به فردوسی ولی سوکمندانه، ایران، بارها، تکه تکه و، ویران شده است. آن هم… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۲_عجز سیستم سلطنت در دفاع از خود، و قلمرو خویش!؟
گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
به نوبتند ملوک، اندرین “سپنج سرای” کنون که نوبت توست، ای ملک! به عدل گرای سعدی مزن بی تامل به گفتار دم نکو گوی، اگر دیر گویی چه غم؟؟! سعدی کم گوی و، گزیده گوی، چون دُر تا ز اندک تو، جهان شود پر نظامی، منظومهی لیلی و مجنون _بیعتنامهی عباسی، و تهدیدنامهی محمدعلی شاه… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
گفتار شمارهی۲۶۵_عوارض همانند سیستم سلطنت، در گرجستان و ایران
“ده درویش، در گلیمی بخسبند، و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند!؟؟” سعدی، گلستان، باب اول، حکایت سوم _نقش ضمیرها در گفتارها، و نوشتارها ضمیرهای شخصی_ من، تو، او، آن، ما، شما، ایشان، آنها_ همه واژگانی استوار و ثابت اند، تا در جای اسمهای مختلف و متغیر فرو نشینند، و از تکرار غیر… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۵_عوارض همانند سیستم سلطنت، در گرجستان و ایران
گفتار شمارهی ۲۶۲_ تضاد دیالکتیکی،در رشد اندیشهها و آرمانها
تو! مو میبینی و، من!؟ پیچش مو! تو! ابرو، من!؟ اشارتهای ابرو!، تو! قد میبینی و، من!؟ جلوهی ناز! تو! دیده، من!؟ نگاه ناوکانداز! وحشی بافقی(۹۹۱-۹۳۹ه.ق/۱۵۸۳-۱۵۳۲م) *** این وجد و سماع ما؟!: _مجازی، نبود!! وین رقص، که میکنیم؟! : _بازی، نبود!! با بیخبران بگوی!: _کای بیخردان!!: _بیهوده سخن؟!: _ بدین، درازی نبود!!! عارف بزرگ، علاءالدوله… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۲_ تضاد دیالکتیکی،در رشد اندیشهها و آرمانها
گفتار شمارهی ۲۵۹_راه کوتاه ظلم!!؟راه طولانی عدل!!؟
ما بدین در، نه پی حشمت و جاه، آمدهایم!!؟؟ از “بد حادثه!”، اینجا، به “پناه”، آمدهایم!!!؟ رهرو منزل عشقیم و، ز “سر حد عدم!؟” تا به “اقلیم وجود!”، اینهمه راه، آمدهایم!!؟؟… حافظ، غزل ۳۵۹ *** “راه کوتاه ظلم!!؟ راه طولانی عدل؟؟!!” پادشه، پاسبان درویش است گرچه نعمت، به فرّ دولت اوست “گوسفند” از برای “چوپان”… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۵۹_راه کوتاه ظلم!!؟راه طولانی عدل!!؟
گفتار شمارهی ۲۵۵_ نقش ” اگرها!؟”، و “چراها؟!” در فرایند تاریخ بشر!؟
“و زَکاتُ العلمِ، نَشرُه” “بهترین زکات دانشی که فرا آموختهاید، انتقال آن، به دیگران است” ⭐️⭐️⭐️⭐️ “نقد صوفی؟!”_ نه همه “صافی بیغش!” باشد! ای “بسا خرقه!؟”، که مستوجب آتش باشد!!؟… خوش بود، گر “محک تجربه”، آید به میان!؟ تا “سیهروی” شود، هر که در او غَش باشد!! حافظ، غزل ۱۵۵ ⭐️⭐️⭐️⭐️ …زندگی، پیوسته با آینده… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۵۵_ نقش ” اگرها!؟”، و “چراها؟!” در فرایند تاریخ بشر!؟