گفتار شماره‌۲۴۹_ دوباره، باز هم انسان، در اسارت سیستم‌ها!؟

“کَم مِن فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَت فِئَهً کَثیرَهً بِإِذنِ اللَّهِ ۗ …” : و، چه بسیار گروههای اندک، بر گروه‌های بسیار پیروز گشته‌اند، البته به پروانه‌ی صادره، از جانب ذات سرمدی” (سوره‌ی بقره=۲/ آ۲۴۹)   دانی که چه گفت زال با رستم گرد؟ دشمن، نتوان حقیر و، بیچاره شمرد! دیدیم بسی، که آب سرچشمه‌ی خرد، چون… ادامه خواندن گفتار شماره‌۲۴۹_ دوباره، باز هم انسان، در اسارت سیستم‌ها!؟

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی ۲۴۷_ درباره‌ی قصاص

گنه کرد، در بلخ، آهنگری به شوشتر زدند، گردن مسگری!!؟ “لا ادری” فولکلور، ادبیات مردمی  قابل توجه خوانندگان گرامی، این گفتار یادآوری تکمیلی درباره‌ی گفتار پیشین_ شماره‌ی ۲۴۶: “کالبد شکافی سیستم، تحلیل نهادها” _ است. لطفا شایسته است برای درک بهتر محتوای این گفتار، در پیوست با گفتار قبلی_ شماره‌ی ۲۴۶_ خوانده شود.  با سپاس… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۴۷_ درباره‌ی قصاص

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی۲۴۵_باز هم عمل، و عکس العمل!!؟

چو کاوه برون شد ز درگاه شاه(=ضحاک) بر او انجمن گشت بازارگاه همی بر خروشید و فریاد خواند جهان را سراسر سوی داد خواند از آن چرم، کآهنگران پشت پای بپوشند هنگام زخم درای همان کاوه، آن بر سر نیزه کرد همان گه، ز بازار برخاست گرد… چو آن پوست، بر نیزه بر دید کِی(=فریدون)… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۴۵_باز هم عمل، و عکس العمل!!؟

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی ۲۴۲_ غرور دانایی، از پیامدهای مطلق خودکامگی

آنکس که بداند، و بخواهد که بداند؟! خود را، به بلندای سعادت برساند آنکس که بداند، و بداند که بداند؟! اسب شرف، از گنبد گردون بجهاند آنکس که بداند، و نداند که بداند؟! با کوزه ی آب است، ولی تشنه بماند آنکس که نداند، و بداند که نداند؟! لنگان خرک خویش، به مقصد برساند آنکس… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۴۲_ غرور دانایی، از پیامدهای مطلق خودکامگی

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی ۲۴۱_ بلای نازپروردگی

مرد باید که در کشاکش دهر،سنگ زیرین آسیا باشد  عبید زاکانی (۷۷۲-۷۰۱ه.ق/۱۳۷۱-۱۳۷۰م) رساله‌ی اخلاق الاشراف _زندگی مرد می‌طلبد فرد ناز پرورده طاقت استماع انتقاد ندارد. انسان ناز پرورده در کشاکش زندگی تاب مقاومت و قدرت مبارزه ندارد. وی از کوچکترین امری که خلاف میل وی اتفاق افتد، چنان دچار زحمت می‌شود که حتی گاه به… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۴۱_ بلای نازپروردگی

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی ۲۳۹_ روایت دوم، از “عشقی به تابناکی خورشید نیمروز”

یک قصه بیش نیست غم عشق و وین عجب کز هر زبان که می‌شنوم نا مکرر است حافظ، غزل شماره‌ی ۳۹ از جمله دیدگاههایی که در واکنش به گفتار شماره‌ی ۲۳۴_ عشقی به تابناکی خورشید نیمروز_ دریافت داشته ایم، دیدگاه نسبتا مفصل بانو دکتر طلعت کاویانپور استاد دانشگاه است، که نمی‌توان آن را کوتاه ساخت.… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۳۹_ روایت دوم، از “عشقی به تابناکی خورشید نیمروز”

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی ۲۳۷_”جامعه‌ی باز”، “جامعه‌ی بسته”؟؟!

تو! مو می‌بینی و، من!؟ پیچش مو! تو! ابرو، من!؟ اشارت‌های ابرو! تو! قد می‌بینی و، من!؟ جلوه‌ی ناز! تو! دیده، من!؟ نگاه ناوک‌انداز! وحشی بافقی(۹۹۱- ۹۳۹ه.ق/۱۵۸۳- ۱۵۳۲م) _یک کتاب دوران ساز ؟؟! در قرن بیست و یکم: “جامعه‌ی باز و دشمنانش”، نوشته‌ی کارل پوپر چنانکه در عنوان اشاره رفت، کتاب کارل ریموند پوپر _“جامعه‌ی… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۳۷_”جامعه‌ی باز”، “جامعه‌ی بسته”؟؟!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized