گفتار شماره‌ی۲۵۶_ سایه‌ی سیاه جوّ خودکامگی، بر روابط انسانی در ایران!!!؟

استقلال سیستم: با سیستم نمی‌توان به دلخواه رفتار کرد! سیستم ها ضوابط خاص خود را دارند، که باید شناخته شوند، و رعایت گردند والا، غالبا، نتیجه زیانبار خواهد بود. ***  “و زکاتُ العلمِ نشرُه” “بهترین زکات دانشی که فرا آموخته‌اید، انتقال آن، به دیگران است” *** یاد دارم، ز پیـر دانشـمـند تو هم، از من،… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۵۶_ سایه‌ی سیاه جوّ خودکامگی، بر روابط انسانی در ایران!!!؟

گفتار شماره‌ی ۲۵۵_ نقش ” اگرها!؟”، و “چراها؟!” در فرایند تاریخ بشر!؟

“و زَکاتُ العلمِ، نَشرُه” “بهترین زکات دانشی که فرا آموخته‌اید، انتقال آن، به دیگران است” ⭐️⭐️⭐️⭐️ “نقد صوفی؟!”_ نه همه “صافی بی‌غش!” باشد! ای “بسا خرقه!؟”، که مستوجب آتش باشد!!؟… خوش بود، گر “محک تجربه”، آید به میان!؟ تا “سیه‌روی” شود، هر که در او غَش باشد!! حافظ، غزل ۱۵۵ ⭐️⭐️⭐️⭐️ …زندگی، پیوسته با آینده… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۵۵_ نقش ” اگرها!؟”، و “چراها؟!” در فرایند تاریخ بشر!؟

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی ۲۵۳_مصداقی دیگر برای “یکی شمردن فرد با سیستم”

الا ای همای همایون نظر! خجسته سروش مبارک خبر! فلک را، گوهر در صدف، چون تو نیست فریدون و جم را، خلف، چون تو نیست به جای سکندر، بمان سال‌ها به دانا دلی، کشف کن حال‌ها حافظ، مثنویات   به اعتماد وفا، نقد عمر صرف مکن که عن قریب تو بی‌زر شوی و، او بیزار… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۵۳_مصداقی دیگر برای “یکی شمردن فرد با سیستم”

گفتار شماره‌ی ۲۵۲_کاوش در سیستم

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست واندر طلب طعمه، پر و بال بیاراست بر راستی بال نظر کرد و، چنین گفت: “امروز، همه روی زمین، زیر پر ماست، بر اوج فلک چون بپرم -از نظر تیز- می‌بینم اگر ذره‌ئی اندر ته دریاست گر بر سر خاشاک، یکی پشّه بجنبد جنبیدن آن پشّه، عیان… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۵۲_کاوش در سیستم

گفتار شماره‌ی۲۵۱_ انسان و سیستم، در پرداخت هنر هفتم

ای مگس! عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه توست!؟ عرض خود می‌بری و، زحمت ما می‌داری تو، به تقصیر خود، افتادی از این در محروم از که می‌نالی و، فریاد چرا می‌داری؟ حافظ ، غزل ۴۴۹           _ انسان و سیستم، در پرداخت “هنر هفتم” ما از انقلاب صنعتی بدینسوی، با انسان تازه‌ئی… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۵۱_ انسان و سیستم، در پرداخت هنر هفتم

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

افزوده‌ئی بر گفتار ۲۵۰_ باز هم، انسان در اسارت سیستم‌ها؟!

ای مگس! عرصه‌ی سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می‌بری و، زحمت ما می‌داری تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم از که می‌نالی و، فریاد چرا می‌داری؟ حافظ، غزل ۴۴۹           _شاهدی غیبی در “دیکتاتوری ذهنی” از دگرباشان جنسی: معمولا، در بحث ها و گفتگوهایی که گوینده به… ادامه خواندن افزوده‌ئی بر گفتار ۲۵۰_ باز هم، انسان در اسارت سیستم‌ها؟!

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌ی۲۵۰_ و باز هم، انسان در اسارت سیستم‌ها!؟

هر که نقش خویش می‌بیند در آببرزگر باران و، گازر آفتابسعدی _”یکی پنداشتن شخصیت”، با “نقش شخصیت!؟”، در هنر هفتم مثال‌های سنتی یکی پنداشتن نقش‌ها، و شخصیت‌ها، در قالب “پیرمرد خنزر پنزری صادق هدایت”، “دلقکی”، “شمر” تعزیه‌ها، و “رستم و سهراب”، در سهراب‌کشی نقال‌ها را با کمیت، و کیفیتی بسیار گسترده‌تر، ظریف‌تر، همگانی‌تر، و با… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۵۰_ و باز هم، انسان در اسارت سیستم‌ها!؟

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized

گفتار شماره‌۲۴۹_ دوباره، باز هم انسان، در اسارت سیستم‌ها!؟

“کَم مِن فِئَهٍ قَلیلَهٍ غَلَبَت فِئَهً کَثیرَهً بِإِذنِ اللَّهِ ۗ …” : و، چه بسیار گروههای اندک، بر گروه‌های بسیار پیروز گشته‌اند، البته به پروانه‌ی صادره، از جانب ذات سرمدی” (سوره‌ی بقره=۲/ آ۲۴۹)   دانی که چه گفت زال با رستم گرد؟ دشمن، نتوان حقیر و، بیچاره شمرد! دیدیم بسی، که آب سرچشمه‌ی خرد، چون… ادامه خواندن گفتار شماره‌۲۴۹_ دوباره، باز هم انسان، در اسارت سیستم‌ها!؟

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در Uncategorized