…جمع نشین، ور نه پریشان شوی خیره مشو، خیره مرو زین چمن ور نه، چو جغدان، سوی ویران شوی ور بگریزی ز خرابات شام بارکش غول بیابان شوی… مولانا، دیوان شمس * بهار عمر تو آمد؟ خزان عمر من است! بهار عمر تو هم، پایدار نخواهد ماند! لا ادری (ناشناس) _کامیابیهای موقت، کفارههای… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت
Category: آسیب شناسی سلطنت استبدادی
گفتار شمارهی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!
میگریزم! تا رگم جنبان بود!؟ کی؟! گریز از خویشتن!؟ آسان بود!؟ نه به هند است ایمن و!؟ نه، در ختن!!؟: _آن که، “خصم” اوست، “نفس” خویشتن مولوی، مثنوی معنوی، دفتر پنجم _لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟؟! سوکمندانه، مرگ، دیگر به آخرین پادشاه ایران، اجازه نداده بود که او، کتاب “غرور و سقوط”، نوشتهی آنتونی پارسونز(۱۹۹۶-۱۹۲۲م)… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!
گفتار شمارهی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است
از خدا جوییم توفیق ادب!!؟ بیادب، محروم گشت از لطف رب!!؟ بیادب، تنها نه خود را داشت بد!! بلکه، آتش در همه آفاق زد!! مثنوی، دفتر اول، بخش چهارم *** شاه گفتا که: گربه، گُه خورده است! نروم من به شهر کرمانا! قرائتی وارونه، از موش و گربهی عبید زاکانی(۷۱=۷۷۲-۷۰۱ه.ق/۱۳۷۰-۱۳۰۱م) *** صد زخم زبان… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است
گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
به نوبتند ملوک، اندرین “سپنج سرای” کنون که نوبت توست، ای ملک! به عدل گرای سعدی مزن بی تامل به گفتار دم نکو گوی، اگر دیر گویی چه غم؟؟! سعدی کم گوی و، گزیده گوی، چون دُر تا ز اندک تو، جهان شود پر نظامی، منظومهی لیلی و مجنون _بیعتنامهی عباسی، و تهدیدنامهی محمدعلی شاه… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی
گفتار شمارهی ۲۶۷_راز دورویی،و دوپارگی شخصیت انسانهای قدرتگرا
هر دم از این باغ بری میرسد تازهتر از تازهتری میرسد نظامی، مخزن الاسرار، در نکوهش دلبران _ بیعت در خلافت، و متن سوگندنامهی بیعت خلافت عباسی، برای محکم کاری در اطاعت از خلیفه_ البته برای زیردستان، امت و رعیت_ متنی با ضمانت اجرایی و تنبیه عهد شکنی نسبت به قبول پیمان بیعت، تنظیم کرده… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۷_راز دورویی،و دوپارگی شخصیت انسانهای قدرتگرا
گفتار شمارهی۲۶۶_سلطان بر ضد سلطنت
…مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند گوئیا باور نمیدارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند… حافظ، غزل ۱۹۴ _سلطان بر ضد سلطنت منطق و ضد منطق، در ارادهی معطوف به قدرت در تصور خام و ساده لوحانه به نظر میرسد که، پادشاهان سلطنت… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۶_سلطان بر ضد سلطنت
گفتار شمارهی ۲۶۴ _واکنش در برابر انتقاد، ضرورت نقد اندیشه و گفتار
خوش بود تا محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود، هر که درو، غش، باشد حافظ، غزل ۱۵۵ * از صحبت دوستی به رنجم کاخلاق بدم، حَسَن نماید عیبم، هنر و کمال بیند خارم، گل و یاسمن نماید کو دشمن شوخ چشم بیباک/ ناپاک تا عیب مرا به من نماید گلستان، باب چهارم=در… ادامه خواندن گفتار شمارهی ۲۶۴ _واکنش در برابر انتقاد، ضرورت نقد اندیشه و گفتار
گفتار شمارهی۲۶۳_ویرانگران زلزله آسا
نقد صوفی، نه همه صافی بیغش باشد ای بسا خرقه، که مستوجب آتش باشد… خوش بود تا محک تجربه، آید به میان تا سیهروی شود، هر که در او، غش باشد… خط ساقی، گر از اینگونه زند نقش بر آب ای بسا رخ، که به خونابه منقش باشد… حافظ، غزل ۱۵۵ * گفت انوری، که… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۳_ویرانگران زلزله آسا
گفتار شمارهی۲۶۱_فریب چوب شبانی!؟
نکند جور پیشه، سلطانی که نیاید ز “گرگ”، “چوپانی” پادشاهی که، طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش، بکند سعدی(۶۹۱-۶۰۰ه.ق/۱۲۹۱-۱۲۰۳م)، گلستان، باب اول/ ح ۶ *** شنیدم که دارای فرخ تبار ز لشکر، جدا ماند روز شکار دوان آمدش، گلهبانی، به پیش به دل گفت، دارای فرخنده کیش -مگر؟؟! دشمن است، این که آمد به… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۱_فریب چوب شبانی!؟
گفتار شمارهی۲۶۰_ شاه شبانی
سحرگاهان، که فرزندان انجم شدند از چشم یعقوب فلک، گم قضا، خصمانه قصد آن حشم کرد دم گرگی نمود و، گله، رم کرد ناظم هروی (۶۵=?۱۰۸۵-?۱۰۲۰ه.ق/۱۶۷۴-۱۶۱۱م) *** شنیدم گوسفندی را، بزرگی!؟ رهانید از دهان و، چنگ گرگی!؟ شبانگه، کارد بر حلقومش مالید!؟:_ _روان گوسفند!؟ از وی بنالید:_ که از چنگال گرگم، در ربودی!!؟:_ ولکن، عاقبت!؟… ادامه خواندن گفتار شمارهی۲۶۰_ شاه شبانی