گفتار شماره‌ی ۲۷۴_”بخوان، بخوان به نام گل سرخ!؟؟”

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب، که باغ ها همه بیدار و بارور گردند بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید به آشیانه‌ی خونین، دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت که موج و اوج طنینش، ز دشت ها گذرد؛ پیام روشن باران، ز بام نیلی شب، که رهگذر نسیمش به… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۷۴_”بخوان، بخوان به نام گل سرخ!؟؟”

گفتار شماره‌ی ۲۷۳/۳_سیری ناپذیری از قدرت

مقلدان بی‌بصر، ز شیخ و شاب، تن به تن گرفته‌اند، خالقی، بقدر فهم خویشتن برند عالی و دنی، تمام سجده بر وَثَن من آن نیم که فهمشان، بود، محیط فهم من: مراست فهم و مشعری، بقدر خویش، لاجرم! ***                                 … ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۷۳/۳_سیری ناپذیری از قدرت

گفتار شماره‌ی۲۷۳/۱_ قدرت و مسائل پیچیده‌ی آن

قناعت، توانگر کند مرد را خبر کن حریص جهانگرد را سعدی، بوستان  ***   برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت، “ضعیف” پا مال است علی اکبر گلشن آزادی (۷۳=۱۳۵۳-۱۲۸۰ه.ش/۱۹۷۴-۱۹۰۱م) ***  دانی که چه گفت زال با رستم گرد؟؟!: دشمن، نتوان حقیر و بیچاره شمرد!!؟ دیدیم بسی که آب سرچشمه خُرد… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۷۳/۱_ قدرت و مسائل پیچیده‌ی آن

گفتار شماره‌ی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت

مظهری نزدیک به دو خط سرخ افقی متجاوز سیاست استکباری، و بلندی خط عمودی مبارک ایثاری معرفت

…جمع نشین، ور‌‌ نه پریشان شوی خیره مشو، خیره مرو زین چمن ور نه، چو جغدان، سوی ویران شوی ور بگریزی ز خرابات شام بارکش غول بیابان شوی… مولانا، دیوان شمس *  بهار عمر تو آمد؟ خزان عمر من است! بهار عمر تو هم، پایدار نخواهد ماند! لا ادری (ناشناس)     _کامیابی‌های موقت‌، کفاره‌های… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۷۱_ دو خط سیاست و معرفت در پیوند با ابدیت

گفتار شماره‌ی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!

می‌گریزم! تا رگم جنبان بود!؟ کی؟! گریز از خویشتن!؟ آسان بود!؟ نه به هند است ایمن و!؟ نه، در ختن!!؟: _آن که، “خصم” اوست، “نفس” خویشتن مولوی، مثنوی معنوی، دفتر پنجم _لُرد جیم، چگونه شخصیتی ‌است؟؟! سوکمندانه، مرگ، دیگر به آخرین پادشاه ایران، اجازه نداده بود که او، کتاب “غرور و سقوط”، نوشته‌ی آنتونی پارسونز(۱۹۹۶-۱۹۲۲م)… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۷۰_ لُرد جیم، چگونه شخصیتی است؟!

گفتار شماره‌ی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است

اسد الله علم: یار غار، و حریف حریم حجره و گرمابه و گلستان پهلوی دوم، که درعین حال با نوشتن حقایق گفتگوهای محرمانه با پهلوی دوم، خاطرات بسیار مفصل هفت جلدی، به تاریخ ایران خدمت کرده است.

از خدا جوییم توفیق ادب!!؟ بی‌ادب، محروم گشت از لطف رب!!؟ بی‌ادب، تنها نه خود را داشت بد!! بلکه، آتش در همه آفاق زد!! مثنوی، دفتر اول، بخش چهارم *** شاه گفتا که: گربه، گُه خورده است! نروم من به شهر کرمانا! قرائتی وارونه، از موش و گربه‌ی عبید زاکانی(۷۱=۷۷۲-۷۰۱ه.ق/۱۳۷۰-۱۳۰۱م) ***   صد زخم زبان… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۶۹_زبان قدرت، زبان بی ادبی است

گفتار شماره‌ی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی

به نوبتند ملوک، اندرین “سپنج سرای” کنون که نوبت توست، ای ملک! به عدل گرای سعدی مزن بی تامل به گفتار دم نکو گوی، اگر دیر گویی چه غم؟؟! سعدی کم گوی و، گزیده گوی، چون دُر تا ز اندک تو، جهان شود پر نظامی، منظومه‌ی لیلی و مجنون _بیعت‌نامه‌ی عباسی، و تهدیدنامه‌ی محمدعلی‌ شاه… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۶۸_سیستم همسان ساز رفتاری، در خودکامگان سلطنتی

گفتار شماره‌ی ۲۶۷_راز دورویی،و دوپارگی شخصیت انسان‌های قدرتگرا

هر دم از این باغ بری می‌رسد تازه‌تر از تازه‌‌‌تری می‌رسد نظامی، مخزن الاسرار، در نکوهش دلبران _ بیعت در خلافت، و متن سوگند‌نامه‌ی بیعت خلافت عباسی، برای محکم کاری در اطاعت از خلیفه_ البته برای زیردستان، امت و رعیت_ متنی با ضمانت اجرایی و تنبیه عهد شکنی نسبت به قبول پیمان بیعت، تنظیم کرده… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۲۶۷_راز دورویی،و دوپارگی شخصیت انسان‌های قدرتگرا

گفتار شماره‌ی۲۶۶_سلطان بر ضد سلطنت

خانواده‌ی داریوش سوم در اسارت اسکندر مقدونی، اثر سباستیانو ریچی(1734-1659م)، نقاش ایتالیایی سبک باروک

…مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند گوئیا باور نمی‌دارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند… حافظ، غزل ۱۹۴ _سلطان بر ضد سلطنت منطق و ضد منطق، در اراده‌ی معطوف به قدرت در تصور خام و ساده لوحانه به نظر می‌رسد که، پادشاهان سلطنت… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۲۶۶_سلطان بر ضد سلطنت