گفتار شماره‌ی ۱۸۸B _خدمتگزاران نظام سلطنت، صادق؟!، یا منافق؟!

من دگرم، یا دگر شدست جهانم؟ هست جهانم همان و، من نه همانم!؟… آینه‌ام من، اگر تو زشتی، زشتم ور تو نکویی، نکوست سیرت و سانم #ناصر_خسرو، قصاید *** آینه؟! گر نقش تو بنمود، راست!؟ خود شکن! آئینه شکستن، خطاست!!؟ #منسوب_به_نظامی *** من که چنین عیب شمار توام!؟: _در بد و نیک آینه دار توام… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۱۸۸B _خدمتگزاران نظام سلطنت، صادق؟!، یا منافق؟!

گفتار شماره‌ی ۱۹۱-عمل-محوری؟!، یا نتیجه-محوری؟!دو شناسه‌ی اصلی در روابط انسانی

شتر آهسته می رود، شب و روز

صاحبدلی به مدرسه آمد، ز خانقاه بشکست عهد صحبت اهل طریق را گفتم: میان عالم و عابد، چه فرق بود؟! تا اختیار کردی از آن، این فریق را؟ گفت: آن(عابد) گلیم خویش، بدر می برد ز موج وین(عالم) جهد می کند، که رهاند غریق را #سعدی، گلستان، باب دوم= در اخلاق درویشان/ح۳۷ اگر در هوا… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۱۹۱-عمل-محوری؟!، یا نتیجه-محوری؟!دو شناسه‌ی اصلی در روابط انسانی

گفتار شماره‌ی ۱۹۰_ زمان سعادت؟!

سحرخیزی؟!، یا شب زنده داری؟!، کدامیک ؟ضامن سعادت و کامروایی انسان است

سفر به فضا، و فاصله گرفتن از زمان و مکان زمین، و بی اعتباری ارزش زمان های تقویمی !؟
و سرانجام،
از انقلاب های صنعتی و دیجیتال، و اثرات آن بر سعادت و کامروایی انسانها، تا کرونا و جنبه های مثبت آن!؟

گفتار شماره‌ی ۱۸۹_ کتمان حقیقت!؟ توطئه‌ی سکوت

توطئه ی سکوت

کنونت که امکان گفتار هست بگوی ای برادر، به لطف و خوشی که فردا، چو پیک اجل در رسد به حکم ضرورت، زبان در کشی #گلستان_سعدی، دیباچه خوشتر آن باشد، که سرّ دلبران گفته آید، در حدیث دیگران #مثنوی_مولوی، دفتر اول/ بخش ۶ قافیه اندیشم و، دلدار من گویدم مندیش، جز دیدار من… لفظ و،… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۱۸۹_ کتمان حقیقت!؟ توطئه‌ی سکوت

گفتار شماره‌ی ۱۸۸A_خدمتگزاران نظام سلطنت، صادق؟!، یا منافق؟!

ماهیت وفاداری، به نظام سلطنت چیست؟؟!!
خدمتگزاران نظام سلطنت، واقعا، چقدر نسبت به آن، صادق و صمیمی بوده اند؟؟!!
مومن، یا منافق؟!

گفتار شماره‌ی۱۸۳D _جدال رنگ‌ها …_ و آنها، چرا انقلاب کردند؟!

جدال رنگ‌ها

عشق‌هایی کز پی رنگی بود، عشق نبود، عاقبت ننگی بود #مثنوی، دفتر اول چون که بی‌رنگی اسیر رنگ شد موسوی با عیسوی در جنگ شد #مثنوی، دفتر اول خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد #حافظ، غزل ۱۵۵ به آب زمزم و کوثر سپید… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی۱۸۳D _جدال رنگ‌ها …_ و آنها، چرا انقلاب کردند؟!

گفتار مکرر شماره‌ی۱۸۳c :سحبان وائل، حسرت من دلخواه الگویی سعدی، در معماری سخن

…که از تدبیر ما رای تو بیش است همه گفتار تو بر جای خویش است وزان پس گر دلش اندیشه سفتی سخن با او نسنجیده نگفتی سخن باید بدانش درج کردن چو زر سنجیدان آنگه خرج کردن #نظامی، خمسه، خسرو و شیرین کنونت که امکان گفتار هست بگو ای برادر به لطف و خوشی که… ادامه خواندن گفتار مکرر شماره‌ی۱۸۳c :سحبان وائل، حسرت من دلخواه الگویی سعدی، در معماری سخن

گفتار ۱۸۳B _ مکرر : گنجینه‌ی واژگان فعال، و واژگان انفعالی ذهن انسانی

در مکتب حقایق، نزد ادیب عشق هان ای پسر! بکوش، که صاحب خبر شوی #حافظ درس معلم ار بود،زمزمه‌ی محبتی جمعه به مکتب آورد، طفل گریز پای را #نظیری_نیشابوری  اُطلُبوا العِلمَ ولَو بِالصِّینِ:  دانش را طلب کنید، اگرچه در چین، دورترین نقطه، در شرق اقصی باشد. حدیث منسوب نبوی(ص)  مَن عَلَّمَنی حَرفاً فَقَد صَیَّرَنی عَبداً : هر کس،… ادامه خواندن گفتار ۱۸۳B _ مکرر : گنجینه‌ی واژگان فعال، و واژگان انفعالی ذهن انسانی

گفتار شماره‌ی ۱۸۳A* _شومی، و بدفرجامی عاقبت شاهان، و افتخار به ننگ‌ها، و نیرنگ‌ها

خلاف رای سلطان، رای جستن؟! به خون خویش، باید دست شستن اگر خود، روز را گوید شب‌است این بباید گفتن: این هم، ماه و پروین! #گلستان، باب اول/ح۳۱ ده درویش!؟ در گلیمی، بخسبند!! و دو پادشاه!؟، در اقلیمی، نگنجند!!؟ #گلستان ، باب اول= در سیرت پادشاهان/ ح۳ گدای بی‌حیا؟؟! : آن شنیدستی که روزی، زیرکی… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۱۸۳A* _شومی، و بدفرجامی عاقبت شاهان، و افتخار به ننگ‌ها، و نیرنگ‌ها

گفتار شماره‌ی ۱۸۵*_انکار مدعی

باز آ! باز آ! هر آنچه هستی، باز آ!؟ گر کافر و، گبر و، بت پرستی، باز آ!؟ : _این درگه ما!؟ درگه نومیدی نیست!!! : _صد بار!؟ اگر، توبه شکستی؟!  ‏باز آ!!!  منسوب به #ابوسعید_ابوالخیر (۸۳=۴۴۰-۳۵۷ه.ق/ ۱۰۴۹-۹۶۷م) نصیحت گوش کن جانا! که از جان دوستر دارند، جوانان سعادتمند، پند “پیر دانا” را #حافظ، غزل… ادامه خواندن گفتار شماره‌ی ۱۸۵*_انکار مدعی